تبليغاتX
در آغوش خدا

سلام وصیت نامه امبر المومنین به کمیل وصیتی طولانیه می خواستم گلچینش کنم حیفم اومد در نتیجه کامل میذارمش اما در چند بخش که خوندنش خسته کننده نباشه

بخش اول

ای کمیل بن زیاد !هر روزی را به نام خداوند نام گذاری کن و هیچ قدرت و نیرویی جز به خداوند نیست و توکل بر خدا کن و ما را یاد بنما و از نام های ما نام گذاری کن و درود بر ما بفرست و پناه ببر به خدا پروردگار ما و به وسیله ان شیطان را از خود دور گردان و انچه توجه تو متعهد ان است ان شاالله تو را از شر ان روز نگاه می دارد

ای کمیل! همانا حضرت رسول (ص) خداوند عزوجل تربیت نمود و ان حضرت مرا و من مومنین را تربیت می کنم و برای بزرگواران تربیت را به ارث می گذارم

ای کمیل! هیچ علمی نیست مگر انکه من ان را گشوده ام و هیج سری نیست مگر انکه حضرت قایم (عج) ان را به پایان می رساند

ای کمیل! بعضی از خاندان از بعضی دیگر است و خداوند شنوا و اگاه است

ای کمیل! به جز از ما نگیر تا از ما باشی

ای کمیل! هیچ حرکتی نیست مگر انکه تو در ان محتاج به شناختی هستی

ای کمیل! هنگام غذا خوردن نام خداوند را بر زبان اور که با نام او مرضی ضرر نرسانده و ان درمان همه ی دردهاست



ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 1:28 توسط ..:: hosna ::..

ما آدم ها عادت کردیم به محض اینکه در جایی از بدن احساس ناراحتی کردیم سریع به دکتر مراجعه کنیم و هر جور شده جسم رو معالجه کنیم

این خوبه که ما به فکر سلامتی باشیم اما ما فراموش کردیم که در کنار این جسم روح هم وجود داره که احتیاج به مراقبه بیشتری داره و در صورت مریضی سریعا درمان بشه

تا حالا به مریضی های روح فکر کردین؟به بخل و حسد و ریاو حرص دروغ و....

برای شروع احتیاج به رعایت چند نکته ضروریه

۱)اجتناب کردن از مصاحبت بدان و هم نشینی با نیکان

۲)همیشه باید مراقب صفات نیکی که انجام می گیرد بود و نفس را مجبور کرد که به مقتضای صفتی که خواهان ان است تلاش کند

۳)مراقب اعمال و رقتار بودن و قبل از انجام هرعملی تامل کردن و در صورت اشتباه نفس را تنبیه کردن و در هیچ صورت دست از مراقبه بر نداشتن

۴)دوری کردن از هرچه که باعث تحریک شهوت و غضب می شود

۵)فریفته نفس نشود و اعمال خود را حمل بر صحت ندارد و پیوسته دیگرتن را نگاه کند و هروقت رفتار اشتباهی از آنها دید سعی بر اصلاح آن عمل در وجود خود کند

انشالله خدا توفیق بده که به این امر مهم دست پیدا کنیم




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 10:31 توسط ..:: hosna ::..

سلام از این به بعد میخوام یه بخش جدید معرفی کتاب به وبلاگم اضافه کنم و در اون اسم کتابایی که می خونم و به نظر مفید میان رو واسه شما بذارم امیدوارم به دردتون بخوره

۱) معراج السعادت:


نویسنده:ملا احمد نراقی

احمدبن محمد مهدی بن ابی‏ذر، مشهور به ملااحمد نراقی، فرزند عالم بزرگوار محمدمهدی نراقی صاحب جامع السعادات است. در روستای نراق، از توابع شهرستانکاشان در سال‏های 1185 ه . ق به دنیا آمد و در سال 1244 ه . ق وفات یافت.

موضوع:اخلاق

از محضر ایت الله بهجت سوال شد برنامه ای جهت سیر و سلوک بفرمایید؟

ایشان فرمودند:روزانه نصف صفحه از کتاب شریف معراج السعادت را بخوانید و بدان عمل کنید

شست و شویی کن و آنوقت به خرابات خرام///تا نگردد این دیر خراب الوده

خلاصه : این کتاب مشتمل بر ۵ بخش است:

۱ـمقدمه ای و توضیحی داده شده است که چرا ما به تربیت نفس احتیاج داریم

۲ـدر این بخش به توضیح قوای ۴گانه ی عقل شهوت وهم و غضب پرداخته و چگونگی عملکرد هریک را به همراه جایگاهشان توضیح داده است

۳ـدر این فصل به محافظت از اخلاق حمیده و پسندیده پرداخته و اینکه اهمیت شناخت امراض نفسانی تا چه اندازه مهم است و علت به وجود امدن اینها  چیست؟راه معالجه کدام است؟

۴ـ این بخش که طولانی ترین بخش کتاب است به توضیح هریک از صفات پسندیده پرداخته است و مشخص کرده که افراط و تفریط از ان صفت تبدیل به کدام یک از رذیلت های اخلاقی می شود و راه درمان هریک را توضیح داده است امراضی چون بخل حسادت غرور عداوت کج خلقی غضب حب دنیا و....

۵ـدر اخر ین بخش به عبادات و اسرار و اداب ان پرداخته است به مسایلی چون اسرار نماز و اداب روزه و اسرار باطنی حج و زیارت پرداخته است

امیدوارم از این کتاب بهره ی کافی رو ببرید

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 18:20 توسط ..:: hosna ::..

بر گرفته از کتاب معادشناسی علامه تهرانی

«دنيا خانۀ غرور و فنا و محلّ برخورد و ملاقات‌ است‌ يكساعت‌ با همديگر و سپس‌ وداع‌ و مفارقت‌ از هم‌. مردم‌ پيوسته‌ در حركت‌ مي‌آيند و مي‌روند و دائماً دو دروازۀ دنيا باز، دسته‌اي‌ وارد و دستۀ ديگر خارج‌ مي‌شوند. و بعد از آنكه‌ در دنيا اثري‌ بودند تبديل‌ به‌ خبر مي‌گردند.

 از قدرت‌ آنها، از علم‌ آنها، از حيات‌ دنيوي‌ آنها، از تمام‌ صفات‌ و آثار آنان‌ اثري‌ نيست‌؛ خبر است‌. يك‌ روز اثر بودند امروز خبر شدند، شناسنامه‌ عوض‌ مي‌شود، آقاي‌... أيَّده‌ الله‌ تبديل‌ به‌ مرحوم‌ آقاي‌... رَحِمه‌ الله‌ مي‌شود، امروز مي‌گويند: خدايش‌ شفا دهد، براي‌ او حمد بخوانيد، فردا مي‌گويند: خدايش‌ رحمت‌ كند براي‌ او فاتحه‌ بخوانيد.  اينطور هست يا نه‌ ؟!

 پدر ما كو ؟ جدّ ما كو ؟ اجداد ما كجا رفتند ؟ همۀ آنها خبر شدند. يك‌ روز اثر بودند، چه‌ اثر مهمّي‌؛ دنيا را زير گام‌ خود تكان‌ مي‌دادند، فرياد أنانيّت‌ آنان‌ گوش‌ فلك‌ را كر مي‌كرد؛ اينها همه‌ اثر بود. مي‌آمدند در اين‌ مساجد مي‌نشستند به‌ نصائح‌ و مواعظ‌ گوش‌ مي‌دادند، همه‌ اثر بود. امروز همه‌ خبر شدند، همه‌ و همه‌. ما هم‌ امروز اثريم‌؛ مي‌گوئيم‌، مي‌شنويم‌، در فعّاليّت‌ هستيم‌؛ فردا خبريم‌، مي‌گويند: خدايشان‌ رحمت‌ كند، ديروز اثر بودند امروز خبر شدند. اين‌ قرعه‌اي‌ نيست‌ كه‌ فقط‌ بنام‌ آنان‌ زده‌ شود، شتري‌ است‌ كه‌ درِ هر خانه‌ مي‌خوابد و از همه‌ كس‌ استقبال‌ خواهد نمود.)

نهايت‌ هر متحرّكي‌ سكون‌ است‌؛ و آخر هر موجودي‌ كه‌ لباس‌ حيات‌ و كون‌ پوشيده‌ أَن‌ لَا يَكُون‌ است‌. پس‌ چون‌ مطلب‌ از اين‌ قرار است‌، به‌ چه‌ دليل‌، به‌ چه‌ مجوّز عقلي‌ شخص‌ خود را براي‌ رسيدن‌ به‌ چيزهاي‌ فاني‌ و خراب‌ در كام‌ هلاك‌ بيفكند و براي‌ وصول‌ به‌ اين‌ امور فانيه‌ و زائله‌ در خودكشي‌ و تهالك‌ سبقت‌ گيرد ؟

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم فروردین 1390ساعت 18:2 توسط ..:: hosna ::..

 

سال روز شهادت حضرت علی را به همه شیعیان تسلیت می گوییم

 

خیلی از ادم ها زندگی رو هر جور که دلشون بخواند سپری می کنند و وقتی حرف حساب کتاب وقیامت می شه میگن ای بابا ما که شیعه امیرالمومنین هستیم خودش قیامت دست ما رو می گیره

اما غافل از اینند که شیعه ی واقعی به کی می گن؟

 صفات شیعه ی واقعی

1)روزها روزه اند 2)شب ها مناجات می کنند

3)حرام انجام نمی دهند 4)همه ی واجبات را انجام می دهند

5)لاغر شده ی عبادت اند 6)محکوم هوس نیستند 7)گمنامند

8)از شب زنده داری رنگ زرد و چشم ها فرو رفته

۹)از بس ذکر خدا گفته لب ها خشک 10)از گرسنگی شکم ها جمع شده

11)به قیافه ی انها نگاه می کنی یاد خدا می افتی 12)تاریکی را با نور خود روشن می کند

13)در هر مجموعه ای خوبی هاشان ظاهر است 14)اهل برهان و دلیل اند

15)شری ندارند 16)دل ها محزون قیافه ها بشاش 17) اهل عفت و پاک دامنی اند

18)حوایج سبک دارند 19) خود را به زحمت می اندازند تا دیگران راحت باشند

20) اهل کیاست اند 21)خالص و یک دست اند 22)دینشان را به هر قیمتی حفظ می کنند

23)در جمع شناخته شده نیستند 24) کسی احوالشان را نمی پرسد 25)دلبسته دنیا نیستند

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 23:19 توسط ..:: hosna ::..

 

تا حالا به معنی مرکب فکر کردین؟ما به وسیله ای که برای حمل ونقل و جا به جایی مکانی از اون استفاده میکنیم مرکب میگیم درسته؟

ما از جسم و روح تشکیل شدیم اما مقام این دو تا یکسان نیست جسم مرکب روح ماست یعنی ارزشش به اندازه استر فقط به درد این می خوره به عنوان وسیله ازش استفاده کنیم اما کار ما برعکس شده کل برنامه روزمون حول محور جسم .اصلا فراموش کردیم روحی هم وجود داره

این واسه ما یه آسیب بزرگه و باعث می شه هدفمون رو گم کنیم

یادمون باشه

این مرکب اگه زیاد بخوره سنگین میشه و توان حرکت نداره

این مرکب اگه زیاد بخواب قافله حرکت میکنه و اون جا می مونه

این مرکب اگه سرش به سرگرمی های اطراف باشه راه رو گم می کنه

این مرکب اگه راهنما رو اشتباهی بگیره سر از بیراهه در میاره

این مرکب اگه صاحب اختیار بشه صاحبشو هلاک می کنه

.................................

سعی کنیم تا دیر نشده افسارشو دست بگیریم تا در صراط المستقیم باشیم




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 1:53 توسط ..:: hosna ::..

میدونید چرا به ما انسان میگن؟ از بس که قبل اومدن به این دنیا با خدا انس داشتیم

اما حالا چی ؟

 خدا برا ما تبدیل شده به یک وسیله واسه رسیدن به خواسته هامون

تازه خدا نکنه چیزی ازش بخوایم و نشه ...دیگه همه چی تموم .خیلی وقتا هممون 2

رکعت نماز شکسته و پر اشتباهی که واسه خوندنش هزارتا منت سر خدا میذاریم

هم تعطیل میشه

ای دل غافل......... مگه نه خدا مارو به اینجا آورد واسه امتحان؟ مگر نه ما قرار اینجا

موقت باشیم و بعد به منزل ابدی بریم؟ کجای این زندگی پر گناه شبیه این واقعیت؟

از خودم بدم میاد خسته شدم دیگه دلم برا خدا تنگ شده اسمون دلم

گرفته و چشام بهاریه

دلم میخواد اینقدر گریه کنم تا بمیرم

اخه من کی می خوام آدم بشم؟ یکی نیست به من بگه بنده ی خدا تو که اینقدر

ضعیف النفس و بی اراده ای چرا قبول کردی خلیفت اله باشی؟

من کجا...... اشرف مخلوقات کجا؟




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 16:7 توسط ..:: hosna ::..

هر کسی را داد خدا یک نعمتی                     پس نهاد  در خلقتش   موهبتی

زین کرم گوییم ما شکر ای اله                      ای که لطفت آورد ما را به راه

ما گنهکاران  همه   عبد  توایم                      رحمی    بر ما نما  تا    زنده ایم

بنده ای که شکر تو آورد   بجا                      مستجاب الدعوه گردد  هرکجا

شیعیان  ایثار گرند  در  راه تو                      عاشق و شیفته  همه  شیدای  تو

نام تو    آرامش    دل    آورد                      ذکر  تو    شفای   عاجل   آورد

ای تو حاکم بر زمین و آسمان                  گوش به فرمان توایم تا پای جان

بارالها   تو کریمی   ،     رازقی                     ارحم الرحمان تویی تو حاذقی

هرنشانی ازتو باشد درطبیعت آشکار          آن نشان را داده ای نقش و   نگار

بندگانت را تو دادی عقل وهوش               بی خرد آنست برد یادت زهوش

این همه نعمت که بر ما داده ای                 روح را بر جسم   ما جا داده ای

حق ما باشد که شکر گوییم تو را                نا سپاسی   بهر   مخلوقان    چرا؟

 شاعر:محمود نانا




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 22:41 توسط ..:: hosna ::..

پشیمانی

 

خدایا

اگر پیش تو چنان بگریم که مژه های چشمم فرو بریزد

و چنان زاری کنم که نفسم بگیرد

و چنان در خدمت تو بایستم که پاهایم اماس کند

و چنان تعظیم کنم که مهره ی پشتم در اید

و چنان پیشانی بر خاک نهم که چشم هایم از کاسه برون اید

و در همه ی عمر خاک زمین خورم و اب خاکستر نوشم

و پیوسته نام تو را بر زبان اورم تا زبانم فرو ماند

و از شرم چشم سوی اسمان بر ندارم

با این همه باز

سزاوار نیستم که یک گناه از گناهان من پاک شود

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 22:48 توسط ..:: hosna ::..

 

با تو همه رنگ های این سرزمین را اشنا می بینم

 با تو اهوان این صحرا دوستان و همبازی من اند

با تو کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند

با تو زمین گاهواره ایست که مرا در اغوش خود میخواباند  -

  ابر حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند

با تو دریا با من مهربانی می کند

با تو سپیده هر صبح بر گونه ام بوسه می زند

با تو نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می کند

با تو من با بهار می رویم

با تو من در عطر یاس ها پخش می شوم

با تو من در شیره هر بنات می جوشم

با تو من در هر شکوفه می شکفم

با تو من در طلوع لبخند می زنم –

 در هر تندر فریاد شوق می زنم –

در حلقوم مرغان عاشق می خوانم

 و در غلغل چشم ها می خندم و

در نای جویباران زمزمه می کنم

با تو من در روح طبیعت پنهانم

 در رگ جاریم در نبض می زنم

با تو من بودن را زندگی را شوق و زیبایی را

مهربانی را می نوشم

با تو من در خلوت این صحرا

 در غربت این سرزمین

 به سکوت این اسمان

 در انتهای این بی کسی

 غرق فریاد خروش این جمعیتم

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوم بهمن 1389ساعت 16:49 توسط ..:: hosna ::..